سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
34
تاريخ ايران ( فارسى )
كه در بحر خزر مسلما واقع شده كافى نيست و فاضل جغرافىدان آمريكائى مزبور معتقد است بر اينكه در آب و هواى حوزهء بحر خزر در دورههاى تاريخى از دو جهت تغيير رو داده است ، يعنى هواى آن متواليا مرطوبتر و خشكتر شده و امروز ميل هواى آنجا بجانب خشكى است و من اطلاعاتى دارم كه دليل است بر اينكه آب خليج كراسنودسك رو بنقصان كلى ميرود و در چكشلر نيز همين امر ملاحظه شده است . چنان كه در بندر مزبور جهازات بايد امروز سه ميل دور تر از آنكه پنج سال قبل لنگر ميانداختند توقف كنند و همچنين است در ساير نقاط و اگر مسئلهء نقصان آب ولگا و ساير رودها مداومت يابد دريانوردى در درياى خزر عنقريب مسئله غامض خواهد شد . طرق ارتباط مسئلهء طرق ارتباط بقدرى اهميت دارد كه جاى تعجب است مورخين تا اين اواخر توجهى به آن نداشتهاند . قديمترين راه بزرگ ايران آنست كه از بابل شروع كرده از تنگههاى زاگروس گذشته بكرمانشاهان و همدان كه اكباتان قديم باشد ميرسيد ، اما در زمان سلاطين هخامنشى اين شاهراه از ساردس باكباتان و از آنجا به رى و در امتداد دامنهء جنوب البرز به باكتريا ميرفت . داريوش در اين خط از جلو اسكندر عقب ميكشيد و از ازمنهء بسيار قديم همين راه خط عمدهء بين مشرق و مغرب بوده است زيرا كه در جنوب آن بيابان كبير واقع است و راهى كه از دامنههاى شمالى البرز و بحر خزر ميگذرد و هميشه بسيار صعب بوده است . در قرون وسطى راه تجارت بزرگ از اروپا از ميان تبريز كه ماركوپولو آن را توريس ميخواند عبور ميكرد ، در صورتى كه آنزمان مقصد مسافرين هم هندوستان بوده و هم آسياى عليا ، بنابرين بازرگانان ونيزى از بين رشتهكوههاى متوازيهاى كه از كرمان و يزد ميگذرد به هرمز تجارتگاه مركزى يا بازار بزرگ « سرزمين باشكوه مشرق » مسافرت ميكردند . چنان كه سابقا گفتيم ورود بايران از طرف خليج فارس و جنوب خيلى مشكل است